تبلیغات
داستان - پدر باهوش
داستان

داستان

پدر باهوش

شنبه 13 اسفند 1390

نوع مطلب :داستان کوتاه، 

در: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
 پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است !!!
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
 پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است !!!
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
 پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است !!!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
 و معامله به این ترتیب انجام می شود ................


نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
 چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید !!!




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها


ارتباط با ادمین