تبلیغات
داستان - چاله
داستان

داستان

چاله

جمعه 12 اسفند 1390

نوع مطلب :داستان کوتاه، 

نی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
 یک كشیش او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای !!!
 یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت !!!
 یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد !!!
 یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند !!!
 یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت !!!
 یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد !!!
 یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند !!!
 یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است !!!
 یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی !!!
 سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…..




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها


ارتباط با ادمین